أحمد السباعي (مترجم: رسول جعفريان)
206
تاريخ مكة (از آغاز تا پايان دولت شرفاى مكه "1344 ق")
در سرزمينهاى سرسبز ساكن شدند و املاكى در مصر و مغرب و شام و عراق به دست آوردند به طورى كه در مكه ، جز تعدادى اندك كسى نماند و در كنار آنان ، شمارى از مجاوران كه به قصد كسب شرف مجاورت بيت الله به اينجا آمده بودند . حكام مكه بر اساس سنّت عمر بن خطاب عادت كرده بودند تا پس از اداى فريضهء حج بگويند : يا غريب ، بلادك ! و هدف اين بود كه غريبهها در اينجا نمانند و دارايى اين بلاد را به خود اختصاص ندهند . چنين مىنمايد كه قيامهاى علويان كه در فصل گذشته ضمن بحث از وضع سياسى مكه از آن سخن گفتيم ، و نبردها و فتنههايى كه از آنها برخاست ، بيشترين تأثير را در رواج فقر در ميان اهالى اين بلاد و عقب انداختن آن از دايرهء عمران و آبادى داشت . با اين حال بايد گفت : فقر اهالى ، چنان نبود كه آنان را به محروميت كامل از اصلاحات بكشاند ، چرا كه به هر روى برخى از خلفا ، به برخى از مسائل عمومى توجه داشتند . از آن جمله توجه هارون به چشمههايى بود كه از پس از روزگار معاويه ، در خاك پنهان گشته بود . وى به احياى آنها پرداخت و آب آنها را در يك چشمه متمركز كرد كه به آن رشا گفته مىشد . آنگاه براى آن ، بركههايى را در قسمت بالا و پايين مكه درست كرد كه آب در آنها مىريخت و مردم از آن استفاده مىكردند . اين روشى بود كه تا پيش از لولهكشى كه در سالهاى اخير رواج يافته ، مورد استفادهء مردم بود . « 1 » اما زمانى كه آن مقدار بركه كفاف نداد ، زبيده همسر هارون دست به كار شده ؛ زمين حنين را خريد ، جايى كه در آن نخل و زراعت بود . وى آنها را از بين برد و براى انتقال آب آنجا به مكه ، قناتهايى را درست كرد تا آن را به اطراف اين شهر برساند . « 2 » سپس در وادى نعمان ، در
--> ( 1 ) . اخبار مكه ازرقى ، ج 2 ، ص 186 . ( 2 ) . چشمهء حنين از كوهى كه به آن طاد گفته شده و نزديك مزارع شرايع در راه مكه است سرچشمه مىگيرد ، و به بستانحنين مىريزد . زبيده بستان حنين را خريد و آب آنجا را با قنات به مكه آورد . بنگريد به پيوست مربوط به عين زبيده در اخبار مكه ازرقى ، ج 2 ، ص 265 . اين قنوات در نهايت به بالاى مكه مىرسيد و جز در قرون اخير وارد خود مكه نشد .